تبليغاتX
فصلی بنام بهار
شنبه 26 مرداد1387
سلام به تنهایی ها ، به عاشقانه ها ، به هیچی ، سلام ...

اگه بگم دوستت دارم، چی میشه؟+ شاید بشه گفت: منم دوستت دارم.اگه از ته_ ته_ دل باشه چی؟ + اینجوری بیشتر عاشقت میشم! اما آخه من که نمیتونم ته_ دلمو پیدا کنم،همیشه هم می بینم اما حتی وقتی خورشید هم نمیتونه به تهش برسه من چجوری برسم؟ + مگه نمیگی از ته_ ته_ دل دوسم داری؟ پس اگه اینطوریه تنها کسی که راه داره به اون اعماق و میتونه ببینتش، منم. خیلی قشنگه؟  +خیلی ... خوش به حالت که ته_ دل_ من خونه داری، پس من توی دلم هیچی کم ندارم اگه حتی نبینمت.. + اگه نبینی ام؟ گفتم که، من ته_ دلمو نمی بینم!

دراز کشیدم و ستاره هارو می شمارم. تو هم نشستی کنارم و دستتو روی دلم گذاشتی. وقتی با دستات ستاره هارو جمع کردی و ته_ دلم انداختی که آسمون دلم شبا واست بدرخشه، بدون_ من ...

اگه اینجوری خوشحالتری، منم خوشحالم پس ...


+ بهاری باشید . . .
سه شنبه 15 مرداد1387
هفته بهترینها مبارک،مخصوصا برای پرسپولیس

تا ۳نشه،بازی نشه!چقدراین جمله زیباست،این هفته اززمان شروعش تا امروز،برای پرسپولیس ۳هدیه گرانبها به همراه داشته،دروکردن جوایز سایت فوتبال،دروکردن نصف ،حتی بیشتر جوایز سازمان تربیت بدنی،وبالاخره دروکردن ۳امتیازشیرین بازی باسایپاکه خیلی عالی بودوهدیه شیرینی برای تولد من است!بله دوستان،روز سوم شعبان تولدماه قمری من است،وخدا هدیه بزرگی رادرروزتولدم به من اهداکرد،بعلاوه،شیرین ترین هدیه روزتولدم ،دوباره دیدن پرش امپراطور واحساس اون لبخندگمشده که ۲ماه بود امپراطور قلبهای ایران رابی نشاط کرده بود  . ارش راهبردرروزنامه دنیای فوتبال درروز قبل از مصاف با سایپا به نکنه شیرینی اشاره کرد که جای تامل دارد،او گفت:باید درانتظارهفته اول لیگ ماند،شاید دوباره شورفوتبال این مربی نه چندان هیجان انگیز را به پرش وادارد احتمالا چیزعجیبی هم نیست،قطبی به سرعت تغییر میکند!

ومن بسیارخوشحال شدم چون دوباره اقای قطبی باان خنده  انرژی بخشش رادیدم،وچقدرخوب است که امپراطور دوباره به لیگ ایران میخندد،به امید موفقیت های بیشتروپرش خنده های شیرین امپراطور

درحاشیه مراسم توپ طلا

 

 افشین قطبی جایزه خود را درمراسم سایت فوتبال دریافت میکند،فوق العاده این عکس رادوست دارم

 

یک طنز!فکرکن امپراطور دراین تصویر دردلش میگه:ول کن جایزه رو ،یک سال دستت بود،زیادیت میشه .

بعد ژنرال هم که به زور جایزه رو(که درتصویر کاملامشخصه)نمیخواد بده میگه:نمیخوام ،مال خودمه .

وژنرال افسوس میخوره که چرازودتر وارد لیگ هفتم نشده(زرشک،میومدی هم نمیتونستی کاری بکنی)

درحاشیه مراسم سازمان تربیت بدنی

 

براستی این جایزه هم مال امپراطور بود شخصی که سال قبل خنده را به فوتبال مرده ایران تزریق کرد ولی دراین مراسم شوروحال یک سال قبل خودرانداشت

خیلی ازخبرگزاریها درتلاش برای نشان دادن چهره غمگین وتاحدی جدی امپراطوربودند اما بعضیها هم بدنبال لبخند کمیاب او،سرتاسر مراسم ،لنزدوربینها را به پهنای صورت امپراطور اراسته بودند

 

مهربونی همیشه

 

حال میرسیم به اصلی ترین بخش پست امروز

"بچه شرهادم درایستادند!!"

همه میخواهند ازقطبی انتقام بگیرند

شواهدوقراین نشان میدهد که افشین قطبی دررقابتهای لیگ امسال،کاردشواری پیش ررو دارد . اوکه درلیگ هفتم بارفتارمودبانه خود جذابیت فراوانی بدست اورده است ،درشرایطی گام به کارزار هشتم میگذارد که کمینگاه های انتقام جویانه فراوانی درمسیر اوقراردارند . ازبازیکنان ناراضی جداشده گرفته ،تارقبای زخم خورده،همه منتظر هستند ازجنتلمن فوتبال ایران انتقام بگیرند . امپراطور خیلی باید مراقب باشد.

 

شاگرد هرکس غیرازقطبی

(هفته اول باهدیه خدابه امپراطور و دیگران پایان یافت،ذکر این هفته لازم نیست)

ناسازگارترین عضو پرسپولیس لیگ هفتم ،سرانجام سراز پاس همدان دراورد تا مصاف هفته دوم سرخپوشان هم ازبوی تند انتقام خالی نباشد  . مامانی که به نوعی ازهمه مربیان خود غیرازقطبی،به نیکی یاد میکند ،درمعیت وینگو بگوویچ،مترصد انتقام از امپراطوریست که به زعم او سرجوخه هم به حساب نمی اید !(خودتوچی هسنی،نی نی؟)بگوویچ هم که اشک های دانه درشتش در اتوبوس پرسپولیس،اواخرلیگ سوم رافراموش نکرده است .

 

به خونخواهی مازیار

پرسولیس وسط راه انزلی - اصفهان،قاپ مازیارقایقران را دزدید تاوقتی هفته سوم راهی شمال میشود،متشنج ترین بازی چندسال اخیر این دوتیم به نمایش دراید!احمدزاده گفته بود مازیار یک دور میزند ،امااخرش به ملوان بازمیگردد،امااینطور نشد تا گلوی زارع پیش اب گوارای تهران گیرکند!همه انزلی هفته سوم به خونخواهی مازیار راهی استادیوم میشوند!!

 

(کمی به این تصویر دقت کنید،زمان بازی ایران وکره که در کره باباخت ایران همراه شد،افشین قطبی همان شخص پشت پیروانی است که دستانش را بالا برده،بله امپراطور ان زمان در تیم کره بود)

ایران - کره یادت نره!

دل امیر قلعه نوعی(قلعه کهنه خودمون) ازافشین قطبی خیلی پراست . مرد ایرانی تباری که همراه باکادرفنی کره،بیت اخر غزل ارزوهای ژنرال را درتیم ملی سرود،یک سال بعد مقابل دیدگان امیر،معتبرترین  جام ایران راهم بالای سرش برد تاچشمان سرمربی استقلال کاسه خون شود !هفته نهم درورزشگاه ازادی،دودربی برگزارمیشود،یکی شهراورد تهران ودیگری مچ اندازی مردان ا.ق که سایه همدیگر را باتیر میزنند !دو ادبیات متفاوت،دوسیستم متفاوت ،دونگرش متفاوت ...،اما یک هدف مشترک .

 

این همه بازیکن؟

حتی شکایت ابومسلم به فدراسیون هم راه به جایی نبرد تاتیم مشهدی،بدون حق رشد گرفتن ازبازیکنانش،انهارو به سنت باشگاه پرسپولیس بدرقه کند هفته دهم خاطرات نصف ترکیب ثابت سرخپوشان  ازکوچه پس کوچه های مشهد زنده میشود.ازمنصوری و پتروویچ واتسو گرفته تا بادامکی و نیکی!همه دسترنج سالهای دورونزدیک ابومسلم،با لباسهای قرمز رودرروی سیاه جامه ها خواهند ایستاد .

 

روزهای دوراز دقیقه95

هفته دوازدهم،پرسپولیس با سپاهان بازی دارد،توضیح دیگری لازم هست؟!بیچاره افشین قطبی که باید تاوان ان کت پاره فینال لیگ پارسال را مقابل یک تیم تادندان مجهز والبته پرانگیزه،پس بدهد.

 

شیث،اسلحه پنهان عمو فیروز

شایدبدشانسی قطبی بود که هیچ یک از صدها پیشنهاد المانی شیث!! باب دندان مدافع شمالی سلبق پرسپولیسی ها نبود تامصاف هفته ۱۴ باصباباتری هم برای قطبی،جنبه انتقامی داشنه باشد .البته روی نیمکت صبا فیروزخانی نشسته که پارسال جلوی حریف سرخ جامه و حرفه ای خود حسابی کم اورد.

 

 گل زدن به حسن را فراموش کن

حسن رودباریان که باهزار امیدوارزو به پرسپولیس امده بود دوئل را به واعظی باخت،واخر سر هم جایش رابه معمارزاده داد .حسن هیچ رقمه هفته۱۵ازپرسپولیس گل نمی خورد،مگرانکه خلافش ثابت شود!تازه انها محمدمحمدی،دروازبان قدیمی پرسپولیسی ها راهم دارند .بعلاوه سیدصالحی هم که باحرفهای تندش علیه پرسپولیس درروزاخرلیگ هفتم کمی زیادی گنده شد!!ان روزفرصت دارد بازهم خودی نشان دهد .

 

یک اتفاق خاص،خیلی خاص

بعلاوه همه دوئل های انتقامی قطبی ودشمناش،اوسایه یک الترناتیو نام اشنارا هم اطراف خود حس میکند . حمیداستیلی مردی است که بارد پیشنهاد دست ودلبازانه ابومسلم،ترجیح داد منرصد سقوط قطبی و جایگزینی باامپراطور باقی بماندایا قطبی از دل این همه جدال خشم الود،جان سالم بدر خواهد برد؟!

                                                                                            بنیامین کریمی -روزنامه گل 

 

من میگم بله!خدا امپراطور را دوست دارد وانشا ا... ان را برای ما حفظ میکند

 

 واینک یک هدیه برای پارمیدای نازم که میگفتی قطبی در جشن برترینهای سازمان تربیت بدنی،اصلا از ته دلش نخندیده،اما در عکس پایین لبخند امپراطور ازته ته ته قلبش بوده ،کاملا مشخصه.

 

 این عکس،بسیارتماشاییست

 

پرسپولیس دربازی باسایپا،زیادهمامنگ نبود ،ولی خدامی خواست دوباره لبخند به لبهای امپراطور باز گردد تا یک ملت از نگرانی در بیایند!وقتی گل زده شد چهره امپراطور دیدنی ترین چهره ممکن بود که دراغوش پیروانی قرارگرفت اما وقتی دیدم امپراطور پرید،منم به هوا پریدم وخوشحال شدم . امپراطورمان دوباره خودش شد و پایان بازی عابدزاده قطبی را به هوا برد ،چقدراین صحنه ناز بود

عقاب اسیا خیلی دراین مدت سختی کشید،عرق ریخت وحرف شنید،ازکی؟خب از دشمنان فرصت طلبازنوری متشکرم چون دوباره غیرت را برای بعضی جداشده ها معناکرد .کعبی رادیدید که ازتماشاگران حرف شنید؟وهیچی نگفت!اوه اوه،اقایی که سراپاشرمندگی بود ولقب جدیدش از سوی هوادارا!"بی غیرت"کیه که ندونه الان اقایی چقدر پشیمان است که از تیم رفت.دایی هم درVIPنشسته بود.

ازتمام این حادثه ها باورکنید فردوسی پور یک مستند قشنگ سرهم میکند و تحویل صداسیما میدهد به هر حال پنجشنبه شبها مردم ایران باید دور هم باشند چی بهتراز طنزهای برنامه ۹۰که کمی تاقسمتی هم واقعی است(البته بعضی هایش).

خب استقلال هم برد،ان هم مقابل تیمی که ۴روز است مربی خود را استخدام کرده،حتی کمتراز لیت بارسکی!حالا کی میادافاده های استقلالی ها  را جمع کند!شاخ گاو شکاندند!!

بالاخره تصویر پرش امپراطور توسط یک عکاس شکار شد ان هم دراوج بی خبری!هیچ کس انتظار پرش امپراطور رانداشت. ولی عکاس محترم انقدر حواسش پرت بوده که نتوانسته دروقت مقتضی،لنزدوربین راروی پرش تنظیم کند(همین هم غنیمت است،دستش درد نکند )این حرکت ناگهانی و شدیدا خودخواسته،توسط امپراطور انجام شد

 

 

 

امروز روز سوم دیگریست،هرسال قمری من درروز سوم شعبان،سراسر شورونشاطم،چون روزتولد شیرین من است!!!من روز سوم شعبان که تولدم باتولد امام حسین هماهنگ شده،خیلی دوست دارم . به همین مناسبت یک جشن کوچک هم برای برد پرسپولیس و ۳امتیاز ،هم برای ولادت امام حسین،وهم برای تولد خودم گرفتم

 

 

 

به همه میرسه ،فقط هول نشوید،فقط یه ایراد کوچیک داره اینکه شدیدا خوشمزه وبس خیالیه

البته ۱سالم نشده،بلکه ۲۱ سالم شده، پیرترشدم

 

**توادم سبزم مبارک،درفصلی بنام بهار**

**************************************

پ.م پست امروز رابرای خوشحالی پارمیدا اپ کردم،تاقبل از بازی پرسپولیس مقابل سایپا کمی ناراحت بود. امیدوارم این پست لبخند رابه لبهایش هدیه دهد

پ.م اگرتوانستم تااین حد ،پست راارتقا دهم به خاطر فرشته مهربونمه،که شدمعلمم !تا این پست هرچه بهتر پاسخ محبت هایش رابدهد


پی نوشت :

131 کامنت

 

 


+ بهاری باشید . . .
جمعه 11 مرداد1387
ترنم موسیقایی تو


در باغی قدم میزدم،اراسته به پیچکهای گل سرخ . عطرنفس گلهای تازه از غنچه باز شده،مشامم را دیوانه میکرد

پروانه ها به دور سرم می چرخیدند،و ورودم را به باغ خوشامد میگفتند. حواس گلهای افتاب گردان از خورشید،به قدمهای

من پرت شد!به سمت من چرخیدند و خورشید را متعجب ساختند،انگار ورودم را عجیب می پنداشتند .

ابرها از کیلومترها دورتر با هول و ولع دور هم جمع شدند و ناقوس اطلاع را بلند فریاد زدند،رعد و برق نواخته شد

ریشه درختها به حرکت در امد ،چلچله ها با حرکات تک به تک اما هماهنگ به سمت من امدند ،پرستوهادیوانه وار خبر بردند،

""او امد وچقدر دیر امد""به اسمان ابری نگاهی انداختم،دودسته قوی وحشی ازمسافتی دراز،پابه سرزمین

سبز گذاشتند،ودر دشتی کوچک درمجاورت ابشار نیلگون،فرود امدند . بانگاهی اجمالی به دور وبرم،زندگی در این

دشت وسیع یخ زده،ازنو متولد شد . تماشای این منظره برای حس چشمانم،لذتبخش بود،دروغ چرا؟دوست دارم مبالغه کنم

چون ورودم را دوست داشتم،این همه مهربونی،این همه محبت،چقدر باهم بودن خوبهاین خبر ریشه به ریشه،

مو به مو،شاخه به شاخه،گل به گل،به تمام دشت مخابره شد که حالا وقت شروع مراسم است!

چه مراسمی؟این سوال من باتماشای منظره پیش چشمانم،پاسخ داده شد . باران باریدن گرفت،نم ان به تنه ی

درختچه های دشت خورد،رنگ دشت تغییر کرد گلها هم اهنگ باهم روئیدند،ابشار خروشیدو ابها پایین امدند

زیر قطرات درخشان باران ،بلبل هم اوایی میکرد،جوجه گنجشکها سر از تخم در اوردند،اهوهای سرخ،خرامان به این سو

وان سو حرکت میکردند . دسته اسبهای وحشی رام نشده با فرمانده قهوه ای رنگشان،سراشیبی دشت را با سرعت  طی

کردند،بادبه درون یالهای پریشانشان را که سالها در اسارت این محیط وحشی،اشفته بنظر میرسید رسوخ میکردو

رقص دلنشینی رادر میان تارهای نازک و درخشان انها براه انداخته بود . سنجابها،بافندق درختان بازی میکردند،شکوفه درخت

سیب یک تهال داده بود،معلوم بود این سیب کال در اینده ای نزدیک،خوش عطر وبو می رسد . نرده مجاور دشت،چون زمستان

خشمگین وعصبانی،با سنگینی مفردش،کمرچوبهای خشک ونازکش را شکسته بود به تعمیر نیاز داست زیرا

در ضیافت سبز،توی چشم میزد .

تولدزندگی در جهان پیش چشم روبرویم

اه خدایا،زیبا بود وسحرامگیز،پراز رمز و راز،درهر رنگش طلوع وجود یک مخلوق دیده میشد .

اوچه بود که امد ومن را به این سفر دراز کشاند؟پرده اسرار کنار زده شد،جهان افرینش براستی ازنو متولد شد .

هفت رنگ رنگین کمان به جهان،هفت رنگ افرینش را در هفت روز فرونشاندند واینگونه خداوند جهان را در

"فصلی بنام بهار"افرید .

در تحسین افرینش بسر میبردم که به ناگاه و به اهستگی به عقب کشیده شدم !دستی نامرئی مرا

حرکت میداد،چشمانم کم کم تار شدند همه چیز محو شد،خسته نبودم اما نمیدانم چرا حس میکردم باید بروم .

نه صبر کنید،من میخواهم در این مکان،ادامه زندگی را با چشمانم ببینم!

نه،نه،نه،نه

جسم سنگینم به سختی به حرکت درامد تمام وجودم کوفته و سخت شده بود،نمی توانستم بلند شوم،انگار

کیلومترها راه رفتم اما پایی خسته نداشتم . چشمانم،چشمانم از همیشه هوشیارتر است،پرده های رویا

از پس دیدگانم فرونشست،پلک ردم در اتاقم بودم،پیش از انکه بدانم در کدام موقعیت زمانی هستم از خودم

پرسیدم:چرا؟چه شد؟این یک رویاست؟نه،واقعی تر از این سوال بود،خیر نمی توانم بپذیرم . به پیرامونم نگاه

کردم،خیر،خبری از ان ابشار،پرندگان،هوای مطبوع و درختان سربه فلک کشیده سبز نیست!پس این یک خواب

بود،اما چیزی را حس میکنم،در این نزدیکی،یک باریکه نور از...از...دستانم...!دودستم باز شد،تماشای ان مرا

به حیرت واداشت!یک شکوفه قرمز در دستم قرار داشت!!پس خواب نبود،به راستی به سفری هرچند در عالم

خواب،که گویی واقعی رفته بودم . ازجابرخواستم،برسر قبله نشستم،شکوفه ها را در کنار تسبیح گذاشتم

وخداوند را به سبب خلق این فصل جادویی ،رویایی و بهترین سپاس گفتم .

  خدایا شکرت،که مرا در این فصل افریدی

در این بخش از پست میخواهم ادر مورد شخصی بگویم که درلیگ هفتم حرفه ای ،بسیاری از دلها

راشادکرد . شخصی که براستی ا لان وجودش برای تیم  پرسپولیس نیاز است .

محسن خلیلی،یکی از برترین وشایدبی اقراق بگویم بهترین بازیکن لیگ ایران در فصل۸۶-۸۷ بود

که هم باشخصیت  و هم حرفه ای فکر میکرد،تنها بازیکنی که در تمام ۳۴بازی  که برای تیم توپ زد حتی

یک کارت زرد یا قرمز دریافت نکردباعث تعجب و خرسندیست و یک رکورد برای اوست .

اویک بازیکن ایده ال برای مربیان است،به تصمیم سرمربی تیمش احترام میگذاشت،هرگز بدونبال حاشیه نبود،

محجوب وخونگرم بود البته از اقای قطبی درسهای فراوان اموخت مهمترین انها نوع گویشی بود که ازامپراطور

به اوسرایت کرد . هدفش خوشحالی هواداران بود وبس،اما اکنون در اثر پارگی این ربات صلیبی لعنتی

در زانویش،مصدوم شده ودر المان زیرنظر پزشکان قرار دارد،اودوران سختی را پشت سرمیگذارد .

اوتنهاست،کسی که ۱۰۰هزار هواداررا به ورزشگاه میکشاند!اکنونبدون حمایت طرفداران ومسئولین،فرسنگهادورتر

روزهای سختی را پشت سر میگذارد. خوب است دل کسی را که باگلهای زیبایش دلمان راشاد میکرد،شاد کنیم

اومحسن خلیلی است و به لطف خدا بازهم به پرسپولیس بازمیگردد و با قدرت گل میزند

جای اودر قلب سبز ورزشگاه ها خالیست پس دعا کنیم خدا ا ورا

هرچه زودتر به پرسپولیس بازگرداند و مصدومیتش  به طور کامل برطرف شود .

  آمین

پ.م. دوستان عزیز،قالب وب را تغییر دادم بدلیل ایرادی که درفالب فبل بود یک توضیح را

باید حتما اضافه کنم ،ازتمام دوستانی که چشم قشنگشان بدلیل مشکی نشدن وب در

پست قبل اذیت شد پوزش می طلبم،هدفم از کمرنگ شدن ان پست،درقالب مشکی

قرارگرفتن بود

 که این امر محقق نشدپس قالب راعوض کردم،همینجااز ان دسته ازدوستان پوزش میطلبم

پ.م. اگر چند پست صبرکنید،حتمایادمیگیرم که بافونت دلخواه چشم قشنگتون بنویسم

پ.م. دیشب دراخرین لحظات تغییر پست جدید،اتفاق بسیار زیبایی رخ داد،خدا خواست

من یک روز دیرتر اپ کنم تاان اتفاق بیفتد

پی نوشت :

44 کامنت

+ بهاری باشید . . .
شنبه 5 مرداد1387
سرفصل خاطرات ، فصلی بنام بهار

بهار زیباترین فصل سال خداست.اینو همه قبول داریم ،چه انان که هرگز بهار را نمی بینند

وچه انان که با سردی منفورشان منتظر زود امدن بهارند.

همه فصلها زیباست،اما برای نگارنده این وب "بهار همیشه بهار است ودر قلبم جاری"

حتی اگر گاهی اوقات احساس کنم

سرد وبی روح چون زمستان،گرم وغیر قابل تحمل همچون تابستان،

وتنها وبی کس همره سوز دل پاییز هستم.

این روح بهار است که درقلبم save as شده و به موقع لزوم جاری میشه وامید میده.

 

من منصوره دختر بهارم.هدفم از نگارش این وب ،یاداوری نشاط وزندگی

به قلبهای گاهی مرده است.حتما میدانیم این زمان ،فصل روزمرگی در جهان کاملا مدرن است.

معنای مدرن را هیچکس نمیداند که به غلط در افکار ترجمه شده است.


وقتی دلها سنگ میشن،نیاز به داشتن روحیه ای مضاعف در رگهای منتهی به قلبها شدیدا حس میشه.

امیدوارم بتوانم وسیله ای برای بازگشت بهاربه قلب کوچکت باشم.

شب هنگام ،موقع خواب ،باستارگان اسمان همنشین شدم گلها هم لحظه بسته شدن گلبرگهاشون رو سپری میکردند.

تا شب هنگام خدا شبنمهایش را برویشان بپاشد ستاره ها می نالیدند دلیل این ناراحتی را پرسیدم به من گفتند:

چراگلها بروی زمین اینقدر محبوبند اما ما با اینکه گل باغچه کهکشان خداییم اینقدر خریدار نداریم؟

لبخندی بروی گونه ام نشست،یاد شبهایی افتادم که یکی از ستاره هارو سند میزدم تا کسی نگاه چپ بهش نیندازه !

با لحنی ارام بطوری که غنچه ها باز نشوند ،نگاهم را به نگاه ستاره هایی که عطش بالا برای شنیدن پاسخ من

درخشان ترشان کرده بود دوختم وگفتم:انقدر فاصله انسان با ستاره های اسمان خدا زیاده که شما نمی توانید

احساس میلیونها ادمی راکه اون پایین برای شما درخواب سهمیه دارند وحتی برای بدست اوردن پرنورترینتان

باهم دعوا میکنند !رادرک کنید . دلتون میخواد هرروز از باغچه کنده شوید بدست گلفروش اراسته شوید ،با یک روبان بسته ودردست

انسانی دیگر که جانت رادرازای پول بخرد،،قراربگیری؟گلهای زمین ازجانب خدا مامور هستند تا با روی ماهش

لبخندی هرچندکوچک برلبان انسانها جاری سازد .اشک برگونه ستاره ها جاری شد وبدون واکنشی پراکنده شدند.

اما ستاره ای کوچک شبنم روی گونه اش رابا انوارنقره فامش بروی گلهای زمین پاشیدوگفت:

غنچه ها بازشوید چون ماهرشب برای دیدن روی ماهتون بوسه میفرستیم.   

**************    

  1. فصل بهارعزیز دوست دارم ازت بنویسم بهاری وهمیشه سبز                             
  2. عاشق پرسپولیسم وطرفدار همیشگی "نگین سرخ جهان"                            
  3. به تفصیل درمورد امپراطور فوتبال ایران در هفته های بعد خواهم نوشت .             
  1. ازتمام کسانی که درساخت وب به من کمک کردند سپاس میگویم ...اما پارمیدا!   

پارمیداجان خیلی ازت متشکرم چون جرقه ساخت وب راازتو گرفتم

علاوه بران تورو مثل یه خواهر دوست دارم وخواهم داشت

پی نوشت :

41 کامنت

+ بهاری باشید . . .